محمد مهدى ملايرى

176

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

انديشه‌ام كه نيمى از آنها را بكشم و نيم ديگر را براى برپا داشتن كسب و تجارت و عمران راهها زنده بگذارم نظر شما چيست ؟ احنف بن قيس با اين نظر موافقت نكرد ولى سمرة بن جندب آن را پسنديد و حتى خود داوطلب اجراى آن شد . معاويه آن روز در اين‌باره تصميمى نگرفت و براى تأمل بيشتر آنها را روانه نمود ولى سرانجام از اين فكر درگذشت . اگر بخواهيم در اين مورد خود را به پاسخى اجمالى دل‌خوش كنيم مىتوانيم بگوييم كه علت تأخير هفتاد سالهء اين كار اين بوده كه تا زمان امارت حجاج و دبيرى صالح دستگاه خلافت اموى توانايى اين كار را نيافته بود ، از آن رو كه تحقق اين امر در گرو عواملى بود كه تا آن زمان هنوز به وجود نيامده بود . ولى اگر بخواهيم در اين‌باره قدرى گشاده‌تر سخن گوييم و كم‌وبيش به جستجوى علل و عوامل اين كار بپردازيم ناچار بايد در تاريخ آن دوران كنجكاوى بيشترى كنيم و براى شناخت آن عوامل كوشش بيشترى به كار بريم ، زيرا با شناخت همان عوامل است كه هم ابعاد فنى و فرهنگى كار صالح نمايان‌تر مىگردد و علت آن تأخير روشن مىشود و هم براى توجيه بعضى از روشهاى سؤال برانگيزى كه خليفه عمر در آغاز فتوحات اسلامى در عراق بدان عمل كرد ، مانند صرف‌نظر كردن از تقسيم اراضى فتح شده در ميان فاتحان و واگذاشتن زمين‌ها در دست صاحبانشان و گرفتن خراج از آن‌ها و ابقاى همان طريقه و روشى كه از زمان انوشروان براى وصول خراج مورد عمل بود و مانند اينها ، دلائل خردپذيرترى مىتوان يافت . بديهى است كه چنين كنجكاوى خواه ناخواه ما را به بحث و بررسى دربارهء سازمانى مىكشاند كه از مواريث مهم فرهنگى ايران در اسلام بوده و در دوران اسلامى هم به همان صورت كه در دوران ساسانى داشته ادامه يافته است . و مراد از آن مجموعهء نظام مالى و ديوانى است كه بيش از نيم‌قرن در دوران اسلامى هم همچنان به زبان فارسى و به وسيلهء دبيران ايرانى ادامه يافته و پس از آن هم كه به عربى ترجمه شده از طريق اين زبان به همهء جهان اسلام راه يافته